<?xml version="1.0" encoding="utf-8" ?>
<rss version="2.0" xmlns:dc="http://purl.org/dc/elements/1.1/" >
<channel>
<title>باغچه</title>
<link>http://majid225mahboobi.blogfa.com/</link>
<description>یادداشت‌ها،دیدگاه‌ها و کتاب‌های مجید محبوبی </description>
<language>fa</language>
<generator>blogfa.com</generator>
<lastBuildDate>Thu, 12 Nov 2009 15:28:05 GMT</lastBuildDate>
<item>
<title>ریشه فرهنگ بسیجی در منش پیامبر اکرم (ص) و معصومان (ع) است</title>
<link>http://majid225mahboobi.blogfa.com/post-216.aspx</link>
<description>&lt;P dir=rtl align=justify&gt;&lt;IMG alt=&quot;&quot; hspace=0 src=&quot;http://t3.gstatic.com/images?q=tbn:rIo7KopZd3xrhM:http://publicrelations.tums.ac.ir/images/news/fa202.jpg&quot; align=baseline border=0&gt;مجید محبوبی، سردبیر ماهنامه باران به مناسبت هفته بسیج دانش آموزی در مورد بسیج و خصوصیات بسیجی به خبرنگار شبستان گفت: بسیج یک دنیا معنا دارد، بسیج فقط ظاهر نیست ،بلکه یک تفکر و فرهنگ است و لازمه ترویج اين تفکر و فرهنگ در درجه اول شناخت بسیج است.&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;محبوبی ،حضرت محمد (ص) را اولین موسس بسیج دانست و افزود: پیامبر اکرم (ص) گروهی از جوانان را به منظور دفاع از حقوق مردم، دستگیری نیازمندان و رفع ظلم از مظلوم بسیج کردند، این گروه از جوانان در قبال همنوعان خود احساس مسئولیت می‌کردند و حتی در مقابل فرد مسیحی موردظلم واقع شده، از خود واکنش نشان می‌دادند&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;&lt;A href=&quot;http://www.shabestan.ir/newsdetail.asp?newsid=88081310291067&quot; target=_blank&gt;ادامه در شبستان&lt;/A&gt;&lt;/P&gt;</description>
<pubDate>Thu, 12 Nov 2009 15:28:05 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=majid225mahboobi&amp;postid=216</comments>
<dc:creator>majid225mahboobi</dc:creator>
<guid>http://majid225mahboobi.blogfa.com/post-216.aspx</guid>
</item>
<item>
<title>کمکم کن رفیق!</title>
<link>http://majid225mahboobi.blogfa.com/post-215.aspx</link>
<description>&lt;P dir=rtl align=justify&gt;نمی‌دانم چرا این روزها دیر دیر گریه‌ام می‌گیرد؟ ولی امشب انگار همة غصه‌های عالم را در دل خودم احساس می‌کنم. حسی شبیه فراق و غربت در دلم سنگینی می‌کند. &lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;دلم می‌خواهد با بهترین ، عزیزترین و خوب‌ترین دوستم درد دل کنم؛ امّا این بهترین و خوب‌ترین دوست ما هم که دیگر ما را تحویل نمی‌گیرد. و این شاید بشود گفت بدترین درد! و چه بهانه‌ای بهتر از این برای گریه؟&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;&lt;IMG border=0 hspace=0 alt=&quot;&quot; align=baseline src=&quot;http://static.cloob.com//public/user_data/album_photo/798/2391185-b.jpg&quot; width=428 height=161&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;آری من می‌گریم. &lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;اشک چشم‌هایم را پر کرده است. &lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;من امشب دارم به اندازة چندین شب پاییزی، چندین شب بارانی پاییز گریه می‌کنم.&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;نمی‌دانم چه حالی است؛ ولی کم پیش می‌آید که همگام با نوشتن هق‌هق بزنم و گریه کنم.&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt; آری گریه می‌کنم. می‌نویسم. &lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;وقتی ...&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;وقتی حس می‌کنی به همه چیزهایی که می‌خواستی رسیده‌ای، تازه متوجه می‌شوی که همة چیزها را از دست داده‌ای! و این عجب معمای عجیبی است.&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt; احساسات پاک از دست رفته، معصومیت دهاتی از دست رفته، صداقت از دست رفته، ... تازه درمی‌یابی که جهانی را باخته‌ای! و مفلسی، چیزی نداری، ورشکست شده‌ای و حالا جز اشک، همین چند قطره گوهر اشک! که به جهانی می‌ارزد، چیزی نداری!&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;خدایا، چه بگویم، چه بنویسم؟ &lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;دوست دارم در پیشگاه تو اشک بریزم، دیگر چیزی نمی‌خواهم. هیچ چیز دیگر نمی‌خواهم. این جهان رنگارنگ و پرجاذبه‌ای که آفریده‌ای نمی‌ارزد به این حس و حالی که تو به من داده‌ای! لحظه‌ای بیایم، یعنی بیاوری مرا تا همه عشق و محبتم را به پای تو بریزم و متوجه بشوم که چیزی نیستم جز همان بندة بی‌چیز تو که همه دارایی‌اش عبارت است از نداری!&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;خدایا دوست ندارم این دنیایی که عده‌ای از پول، عده‌ای از مقام و عده‌ای از کتاب برای خود ساخته‌اند.&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt; چه دنیای تاریکی است دنیای این آدم‌ها! و چه دنیای لطیفی است دنیایی که بنده‌ای صاف و خالص، فقط تو را در آن می‌بیند!&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;من نمی‌دانم ارج و قربم در پیش تو چه‌قدر است، ولی قدر تو را در پیش خودم هم نمی‌دانم؛ یعنی از بس زیاد است که نمی‌دانم؛ ولی افسوس که وقتی خودم را در دنیای سیاه خودم گم می‌کنم، ناخواسته همه چیز تغییر پیدا می‌کند. &lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;آه! چقدر نافرمانی، چقدر قدر نداستن و چقدر بی‌تو بودن، ناخدا بودن، در دریایی که با گناه متلاطم است! پناه بر تو!&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;خدایا، صادقانه بگویم، خالصانه بگویم که چقدر دوستت دارم، چقدر دلم به سوی تو پر می‌کشد و من تو را در لابلای این اشک‌های زلال، این حس‌های غریب جستجو می‌کنم، در این احوالات غریبی که گاهی دست می‌دهد!&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;خدای من، ... سکوت می‌کنم. دیگر احساس می‌کنم به پایان رسیده‌ام. ولی وقتی می‌بینم که با حوصله زیاد پای درددلهایم می‌نشینی، وقتی تصور می‌کنم برای گریه‌هایم لبخند می‌زنی، برای سادگی‌ام سر تکان می‌دهی، خون شادی در رگ‌هایم می‌دود. خوش‌حال می‌شوم.&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;خدایا، این بندة ضعیف تو، این آفریدة کوچک تو، در دریای هیچ و پوچی دست و پا می‌زند. &lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;دوست عزیز! ما که از بیخ و بن در هر ادعایی ناصادقیم، ولی شنیده‌ام که در ابراز دوستی اگر کسی با دلش بیاید نیازی به دلیل ندارد. به خودت سوگند!... می‌ترسم جز ادعا چیزی نباشد؛ ولی قبول کن این بار با دلم آمده‌ام. با پای دل، قبولم کن، کمکم کن تا در خانة خود، در کوچه پس کوچه‌های شهر، در وطن خود آواره نشوم. کمکم کن تا پیش آدم‌های کوچک خوار نشوم. کمکم کن رفیق! کمکم کن مولا! &lt;/P&gt;</description>
<pubDate>Tue, 27 Oct 2009 19:39:18 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=majid225mahboobi&amp;postid=215</comments>
<dc:creator>majid225mahboobi</dc:creator>
<guid>http://majid225mahboobi.blogfa.com/post-215.aspx</guid>
</item>
<item>
<title>قرار دادن کتاب در سبد تربیت دینی کودکان ضروری است</title>
<link>http://majid225mahboobi.blogfa.com/post-214.aspx</link>
<description>&lt;P dir=rtl align=justify&gt;سردبیر ماهنامه باران بر قرار دادن کتاب در سبد تربیتی خانواده به ویژه تربیت دینی کودکان تأکید کرد. مجید محبوبی، سردبیر ماهنامه باران در پاسخ به این سئوال که برای انتقال آموزه‌های دینی به کودکان باید از چه شیوه‌هایی استفاده کرد، به خبرنگار شبستان گفت: کودک همچون گل نیاز به باغبانی دارد که او را پرورش دهد، در درجه اول لزوم تربیت کودک باید از سوی خانواده‌ها و نهادهای آموزشی و فرهنگی درک شود، در وهله بعد به عنوان یک خانواده مسلمان باید به فکر تربیت اسلامی فرزندان بود.&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;محبوبی از اینکه عده‌ای از والدین خیلی ساده از کنار تربیت کودک می‌‌گذراند و به فکر تربیت دینی کودکان نیستند، ابراز تأسف کرد و افزود: از آنجا که کودک در سن رشد و تکامل قرار دارد به طور طبیعی قبل از همه تحت تأثیر والدین قرار می‌گیرد، به همین دلیل لازم است که والدین قبل از هر چیز باید به تأثیرگذاری نوع برخورد و شیوه زندگی خود به تربیت فرزندان‌شان واقف باشند.&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;وی تصریح کرد: کودکان ناخودآگاه همه حرکات و سکنات والدین و سپس مربیان خود را برای تقلیدپذیری زیر نظر دارند، بنابراین ما می‌توانیم روی اخلاق و رفتار متصدیان تربیت به عنوان یکی از مؤثرترین راه‌های انتقال آموزه‌های دینی حساب باز کنیم.&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;به گفته سردبیر ماهنامه باران نمی‌توان تربیت دینی را به ابزارها و شیوه‌های خاصی محدود کرد، بلکه هر شیوه‌ای که از نظر کارشناسان تربیتی مفید و مؤثر به نظر می‌رسد باید برای انتقال آموزه‌های دینی به کودکان به کار گرفته شود.&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt; &lt;A href=&quot;http://www.shabestan.ir/newsdetail.asp?newsid=88072115110478&amp;code=&quot; target=_blank&gt;ادامه مطلب در سایت شبستان&lt;/A&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;&lt;A href=&quot;http://www.shabestan.ir/newsdetail.asp?newsid=88072115110478&amp;code=&quot; target=_blank&gt;&lt;/A&gt; &lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt; &lt;/P&gt;</description>
<pubDate>Thu, 15 Oct 2009 11:43:17 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=majid225mahboobi&amp;postid=214</comments>
<dc:creator>majid225mahboobi</dc:creator>
<guid>http://majid225mahboobi.blogfa.com/post-214.aspx</guid>
</item>
<item>
<title>شماره مهرماه باران روی پیشخوان مطبوعاتی ها</title>
<link>http://majid225mahboobi.blogfa.com/post-213.aspx</link>
<description> 
&lt;P&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;شماره ۱۷۱ نشریه قرآنی، ادبی و هنری باران ویژه نوجوانان با آثاری از یحیی علوی‌فرد، محمدرضا میرزایی،مجید جعفری، مجید محبوبی، علی‌محمد محمدی، محدثه محمدی،لعیا اعتمادی، فاطمه بختیاری،رقیه ندیری، علی باباجانی،‌معصومه میرغنی، هاجر زمانی، احمد ‌محمدعلیزاده، آرزو رمضانی، محمد عبداللهی،نعیمه جلالی نژاد فاطمه اکبری فاطمه میرامامی ابراهیم اخوی و استاد مرتضی دانشمند و ... روی پیشخوان مجله‌فروشی‌ها قرار گرفت.&lt;/P&gt;</description>
<pubDate>Sun, 13 Sep 2009 01:06:18 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=majid225mahboobi&amp;postid=213</comments>
<dc:creator>majid225mahboobi</dc:creator>
<guid>http://majid225mahboobi.blogfa.com/post-213.aspx</guid>
</item>
<item>
<title>ما از این راه می‌رویم</title>
<link>http://majid225mahboobi.blogfa.com/post-212.aspx</link>
<description>&lt;FONT color=#ff00cc size=4&gt;&lt;STRONG&gt;به سوی بهشت!&lt;/STRONG&gt;&lt;/FONT&gt; 
&lt;P&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;&lt;IMG style=&quot;WIDTH: 427px; HEIGHT: 312px&quot; height=361 alt=&quot;&quot; hspace=0 src=&quot;http://i44.tinypic.com/1112w51.jpg&quot; width=506 align=baseline border=0&gt; &lt;/P&gt;</description>
<pubDate>Fri, 11 Sep 2009 11:32:18 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=majid225mahboobi&amp;postid=212</comments>
<dc:creator>majid225mahboobi</dc:creator>
<guid>http://majid225mahboobi.blogfa.com/post-212.aspx</guid>
</item>
<item>
<title>موضوعات وبلاگ</title>
<link>http://majid225mahboobi.blogfa.com/post-210.aspx</link>
<description>&lt;P align=center&gt;
&lt;HR color=#00ff00&gt;

&lt;HR color=#ff0033&gt;

&lt;P align=center&gt;
&lt;TABLE style=&quot;WIDTH: 443px; HEIGHT: 100px&quot; border=1 cellSpacing=1 cellPadding=2 width=443&gt;
&lt;TBODY&gt;
&lt;TR&gt;
&lt;TD&gt;
&lt;P align=center&gt;&lt;A href=&quot;http://majid225mahboobi.blogfa.com/cat-1.aspx&quot; target=_blank&gt;&lt;STRONG&gt;&lt;FONT size=2&gt;داستان&lt;/FONT&gt;&lt;/STRONG&gt;&lt;/A&gt;&lt;/P&gt;&lt;/TD&gt;
&lt;TD&gt;
&lt;P align=center&gt;&lt;A href=&quot;http://majid225mahboobi.blogfa.com/cat-2.aspx&quot; target=_blank&gt;&lt;STRONG&gt;&lt;FONT size=2&gt;شعر&lt;/FONT&gt;&lt;/STRONG&gt;&lt;/A&gt;&lt;/P&gt;&lt;/TD&gt;
&lt;TD&gt;
&lt;P align=center&gt;&lt;A href=&quot;http://majid225mahboobi.blogfa.com/cat-3.aspx&quot; target=_blank&gt;&lt;STRONG&gt;&lt;FONT size=2&gt;خاطره&lt;/FONT&gt;&lt;/STRONG&gt;&lt;/A&gt;&lt;/P&gt;&lt;/TD&gt;&lt;/TR&gt;
&lt;TR&gt;
&lt;TD&gt;
&lt;P align=center&gt;&lt;A href=&quot;http://majid225mahboobi.blogfa.com/cat-9.aspx&quot; target=_blank&gt;&lt;STRONG&gt;&lt;FONT size=2&gt;قطعات ادبی&lt;/FONT&gt;&lt;/STRONG&gt;&lt;/A&gt;&lt;/P&gt;&lt;/TD&gt;
&lt;TD&gt;
&lt;P align=center&gt;&lt;A href=&quot;http://majid225mahboobi.blogfa.com/cat-5.aspx&quot; target=_blank&gt;&lt;STRONG&gt;&lt;FONT size=2&gt;گزارشهای فرهنگی و هنری&lt;/FONT&gt;&lt;/STRONG&gt;&lt;/A&gt;&lt;/P&gt;&lt;/TD&gt;
&lt;TD&gt;
&lt;P align=center&gt;&lt;A href=&quot;http://majid225mahboobi.blogfa.com/cat-8.aspx&quot; target=_blank&gt;&lt;STRONG&gt;&lt;FONT size=2&gt;مقاله&lt;/FONT&gt;&lt;/STRONG&gt;&lt;/A&gt;&lt;/P&gt;&lt;/TD&gt;&lt;/TR&gt;
&lt;TR&gt;
&lt;TD&gt;
&lt;P align=center&gt;&lt;A href=&quot;http://majid225mahboobi.blogfa.com/cat-10.aspx&quot; target=_blank&gt;&lt;STRONG&gt;&lt;FONT size=2&gt;نقد و یادداشت&lt;/FONT&gt;&lt;/STRONG&gt;&lt;/A&gt;&lt;/P&gt;&lt;/TD&gt;
&lt;TD&gt;
&lt;P align=center&gt;&lt;A href=&quot;http://www.andishvaran.com/mview/user/Books.aspx?UserID=2267&quot; target=_blank&gt;&lt;STRONG&gt;&lt;FONT size=2&gt;کتابها&lt;/FONT&gt;&lt;/STRONG&gt;&lt;/A&gt;&lt;/P&gt;&lt;/TD&gt;
&lt;TD&gt;
&lt;P align=center&gt;&lt;A href=&quot;http://www.andishvaran.com/mview/user/profile.aspx?userid=2267&quot; target=_blank&gt;&lt;STRONG&gt;&lt;FONT size=2&gt;بیوگرافی&lt;/FONT&gt;&lt;/STRONG&gt;&lt;/A&gt;&lt;/P&gt;&lt;/TD&gt;&lt;/TR&gt;
&lt;TR&gt;
&lt;TD&gt;
&lt;P align=center&gt;&lt;A href=&quot;http://www.cloob.com/name/majid2q&quot; target=_blank&gt;&lt;STRONG&gt;&lt;FONT size=2&gt;کلوب&lt;/FONT&gt;&lt;/STRONG&gt;&lt;/A&gt;&lt;/P&gt;&lt;/TD&gt;
&lt;TD&gt;
&lt;P&gt;&lt;STRONG&gt;&lt;FONT size=2&gt;&lt;IMG src=&quot;http://blogfa.com/images/smileys/24.gif&quot; height=18&gt; &lt;/FONT&gt;&lt;/STRONG&gt;&lt;/P&gt;&lt;/TD&gt;
&lt;TD&gt;
&lt;P&gt;&lt;STRONG&gt;&lt;FONT size=2&gt;&lt;IMG src=&quot;http://blogfa.com/images/smileys/24.gif&quot; height=18&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/STRONG&gt;&lt;/P&gt;&lt;/TD&gt;&lt;/TR&gt;&lt;/TBODY&gt;&lt;/TABLE&gt;&lt;/P&gt;
&lt;HR color=#00ff00&gt;

&lt;HR color=#0033ff&gt;

&lt;HR color=#ff0000&gt;

&lt;P align=center&gt; &lt;/P&gt;
&lt;P&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P align=center&gt; &lt;/P&gt;</description>
<pubDate>Fri, 21 Aug 2009 14:07:18 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=majid225mahboobi&amp;postid=210</comments>
<dc:creator>majid225mahboobi</dc:creator>
<guid>http://majid225mahboobi.blogfa.com/post-210.aspx</guid>
</item>
<item>
<title>خاطره</title>
<link>http://majid225mahboobi.blogfa.com/post-209.aspx</link>
<description> &lt;/P&gt;
&lt;P&gt;&lt;IMG style=&quot;WIDTH: 449px; HEIGHT: 419px&quot; border=0 hspace=0 alt=&quot;&quot; align=baseline src=&quot;http://3.bp.blogspot.com/_Qy3CnvW7v78/SPn4qshpuzI/AAAAAAAAAFs/Y2CHMaxpfpw/s1600/zaghak.jpg&quot; width=386 height=405&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;&lt;IMG style=&quot;WIDTH: 449px; HEIGHT: 300px&quot; border=0 hspace=0 alt=&quot;&quot; align=baseline src=&quot;http://www.mehrnews.com/mehr_media/image/2009/01/423665_orig.jpg&quot; width=539 height=254&gt; &lt;/P&gt;
&lt;P&gt;&lt;IMG style=&quot;WIDTH: 449px; HEIGHT: 411px&quot; border=0 hspace=0 alt=&quot;&quot; align=baseline src=&quot;http://media.farsnews.com/Media/8510/ImageNews/851002/4_851002_L600.jpg&quot; width=463 height=411&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;&lt;IMG border=0 hspace=0 alt=&quot;&quot; align=baseline src=&quot;http://1.bp.blogspot.com/_Qy3CnvW7v78/SPn0BF7RkFI/AAAAAAAAAD0/3s7pt8Mn3SE/s1600/2baradar.jpg&quot;&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;&lt;IMG border=0 hspace=0 alt=&quot;&quot; align=baseline src=&quot;http://1.bp.blogspot.com/_Qy3CnvW7v78/SPn1FuJvm3I/AAAAAAAAAEU/aUlhHl7cuPQ/s1600/ashke%2Byatim.jpg&quot;&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;&lt;IMG border=0 hspace=0 alt=&quot;&quot; align=baseline src=&quot;http://3.bp.blogspot.com/_Qy3CnvW7v78/SPn1pOaDrbI/AAAAAAAAAEc/dj7_6FDUl8Y/s1600/kokab1.jpg&quot;&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P&gt; &lt;/P&gt;</description>
<pubDate>Fri, 21 Aug 2009 14:06:18 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=majid225mahboobi&amp;postid=209</comments>
<dc:creator>majid225mahboobi</dc:creator>
<guid>http://majid225mahboobi.blogfa.com/post-209.aspx</guid>
</item>
<item>
<title>برگردیم به مهر</title>
<link>http://majid225mahboobi.blogfa.com/post-207.aspx</link>
<description>&lt;P dir=rtl&gt;&lt;B&gt;&lt;/B&gt; &lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;دلم هوای تازه‌ای می‌خواهد،&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt; دلم هوای تازه‌‌ها را کرده است. &lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;آسمان این زبان بستة خونین مدتی است، خالی از باران، خالی از ابر است.&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt; آه چرا سیاست‌مداران عشق نمی‌فهمند؟ چرا سیاست دست از سر عشق برنمی‌دارد؟ دعوا سر چیست؟ چه کسی بیشتر می‌خواهد؟ چه کسی کوتاه نمی‌آید؟ چه کسی از دادن تاوان اشتباه‌های خودش دریغ می‌کند؟&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;آه ! در این روزهای خاکستری که هیچ نسیمی غبار تلخ آن را، از روی دل ما نمی‌زداید چقدر دلم برای دوستانم تنگ شده است! دوستانی که روزی آب و آئینه بودند. روزگاری ماه ومهر بودند و این روزها شده اند دشنه و خنجر و زخم!&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;پس در این قاموس زندگی، جای عشق کجاست؟ جای خالی کلمه مناسب مهرورزی، چرا پر نمی‌شود؟ پس کو جوانمردان جوان‌مردی ما؟&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;شما را خدا، نفسی تازه کنیم. بیایید این بار در هوای صبحگاهی عشق قدم بزنیم و ریه‌هامان را از هوای محبت پرکنیم...&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=left&gt;من کم آوردم&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt; &lt;/P&gt;</description>
<pubDate>Wed, 29 Jul 2009 18:57:29 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=majid225mahboobi&amp;postid=207</comments>
<dc:creator>majid225mahboobi</dc:creator>
<guid>http://majid225mahboobi.blogfa.com/post-207.aspx</guid>
</item>
<item>
<title>شکایت از دست دوستان به آقا</title>
<link>http://majid225mahboobi.blogfa.com/post-205.aspx</link>
<description>&lt;P dir=rtl&gt;شکایت از دست دوستانی که همیشه ادعای پیروی از ولایت فقیه را دارند. چهره‌هایی که در خوبی و حزب‌اللهی بودن آنها هیچ شکی نبود.  شکایت به آقا که قربونش برم این روزها دلش پر از  درد است.&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;&lt;FONT size=3&gt;سلام آقا! آقای خوبم آقای خوب همه، رهبر محبوب دل‌ها، دل‌هایی که خوبی را می‌فهمند، نه دل‌هایی که امروزه غبار بی‌مروتی آنها را فرا گرفته است! &lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;&lt;FONT size=3&gt;می‌بینی آقا، این گرد و خاکی که همه سراسر کشور را فرا گرفته است، گرد و خاک بی‌مهری و بی‌انصافی عده‌ای از دوستان به دام افتاده است. باران برای این گرد و خاک بی‌انصافی و بی‌مهری درمان خوبی است، چقدر در آرزوی باران هستم آقا، کاش دوباره بیایی و مثل باران به همه دل‌های تشنه بباری، آسمان چشم‌های تو اگر باریدن بگیرد همه گرد و خاک‌ها خواهد خوابید. چشمان مهربان پدری شما با این نوجوانان  17 ساله کم تجربه و نادان،  باید به گریه سخن گوید:&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;&lt;FONT size=3&gt;-         آهای فرزندان من! شما را چه شده است؟ چرا در جبهه‌ای قرار گرفته‌اید که گردانندگانش در حسرت دست یافتن به مقامی ناچیز جامة فتنه در برکرده‌اند؟ شما را چه شده‌ است که در روز روشن آفتاب گم کرده‌اید؟&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;&lt;FONT size=3&gt;-         مگر نمی‌دانید، مگر نمی‌فهمید اگر یوسف برادرتان در چاه شود بلای چهل ساله‌ای در انتظار ماست؟&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;&lt;FONT size=3&gt;-         فرزندان من، از خدا حیا کنید و از دشمنی با یوسف برادرتان بپرهیزید!&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;&lt;FONT size=3&gt;آقای من، مولای من! فرزند رسول خدا، فرزند علی بن ابیطالب! ما تو را به سروری و ولایت خود برگزیده‌ایم که تو البته برگزیده خدا هستی بر ما و ما به ولایت تو افتخار می‌کنیم، به ولایتی که جلوه‌ای از ولایت حیدر کرار است که هر که را نصیبی از آن نیست بدبخت و روسیاه ابدی است. کسی که قلب او خالی از محبت علی علیه‌السلام و خاندان پیغمبر (ص) باشد، چگونه می‌تواند روی خوشبختی و سعادت را ببیند؟ اگر امروز علی و فرزندان بلافصلش وجود ظاهری ندارند، ما معتقدیم که این ولایت در شما تجلی یافته است. پس محبت و عشق شما جزوی از اعتقادات قلبی ماست. &lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;&lt;FONT size=3&gt;آقا، سخنی با این فرزندانت بگو! با این فرزندانی که پی نیکان نگرفتند و ترس آن است که خاندان نبوتشان را گم کنند، با این فرزندانی که وسط روز، آفتاب را در آسمان انکار می‌کنند، با اینها بگو، با اینها صریح‌تر بگو که دلتان از دست ابوسفیان‌ها خون است، بگو که ابوموسی‌ها با تو چه معامله‌ای می‌کنند! بگو که طلحه‌ها و زبیرها در زیر ردایشان چها پنهان کرده‌اند! با محمد بن ابی‌بکرها صریح‌تر حرف بزن! معاویه را به آنها خوب بشناسان، از عمرو و عاص بیشتر بگو برایشان! &lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;&lt;FONT size=3&gt;ای فرزند حسن(سلام خدا بر او باد)! سستی ایمان عبیدالله بن عباس‌ها کار دستمان خواهد داد! چه می‌شود اگر امروز از روزهای نیامدة نکبت با آنها سخن برانید تا از بیراهه برگردند!&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;&lt;FONT size=3&gt;آقا، در لابلای این سیاهی‌های طوفانی، هزاران اشعث می‌بینم. تاریخ انگار سر به بازگشت گذاشته است. حُجرها در نگرانی به سر می‌برند. ابوذرها از فرط غم زانوی غم بغل گرفته‌اند! هر روز که از جلسه‌گذاری اصحاب سقیفه می‌شنویم دل‌هایمان به درد می‌آید، تو چه می‌کشی مولا؟ نمی‌خواهی دردهایت را با ما قسمت کنی؟&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;&lt;FONT size=3&gt;فکذبوها فعقروها! چقدر تهمت، چقدر تکذیب! چقدر حرف‌های ناروا! به اینها بگو که از روی نفهمی دارند چه چیزی و چه کسانی را تکذیب می‌کنند! &lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;&lt;FONT size=3&gt;آقا ما تحمل طناب بر دور گردن حیدر را نداریم. ما از تکرار شدن روزهایی که فاطمه سلام الله علیها از خانه به مسجد می‌دوید و از مسجد به خانه، در هراسیم.&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;&lt;FONT size=3&gt; تا چه اندازه صبر با این لحیه‌سفیدان روسیاه؟ تا چه اندازه شکیبایی با خوشخواب‌هایی که بعد از سال‌های سال خواب، دوباره خواب نما شده‌اند و فیل هوسشان یاد هندوستان ریاست کرده است؟ تا چه اندازه بردباری با این جعفر کذّاب‌ها که برای ربودن ردای ریاست دست به دامن پسران بنی‌عباس شده‌اند؟ با اینها بگو که از خواب غفلت بپا خیزند و دشمن را از دوست تشخیص بدهند. شاید حرف شما در دل سختشان اثری بکند.&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;</description>
<pubDate>Tue, 07 Jul 2009 12:41:05 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=majid225mahboobi&amp;postid=205</comments>
<dc:creator>majid225mahboobi</dc:creator>
<guid>http://majid225mahboobi.blogfa.com/post-205.aspx</guid>
</item>
<item>
<title>اندر احوالات وقایع اخیر انتخاباتی</title>
<link>http://majid225mahboobi.blogfa.com/post-203.aspx</link>
<description>&lt;P dir=rtl align=justify&gt;&lt;FONT size=3&gt;نمی‌دونم در مورد مطلبی که بهش فکر می‌کنم، چه جوری بنویسم، نمی‌دانم چه نوع بیانی به کار ببرم، از چه شیوه‌ای استفاده بکنم، ولی به یقین هیچ چی جای حرف زدن خودمانی را نمی‌دهد. دوستانی که بنده را می‌شناسند به اخلاق من واردند. اهل سیاست و این حرف‌ها نیستم. از دروغ و دورویی و ریا و این مسائل بیزارم و گمانم این است که همیشه با شعور مخاطب رو راست هستم...با این مقدمه کوتاه می‌خواهم چند نکته‌ای راجع به مسائل اخیر بنویسم تا حرفی در دلم نماند. حرف‌هایی که این روزها در دل جمع شده و می‌خواهد آن را بترکاند:&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;&lt;FONT size=3&gt;1.     ما آذری هستیم. به ما ترک هم می‌گویند. حالا کاری ندارم کدامش درست است؛ ولی این اندازه معتقدم که همه ترک‌ها، آذری‌ها و حتی ترکمن‌ها غیر از خصایص اخص خودشان که دارند، دارای فرهنگ انسانی اصیل با بینشی قوی و فکری آزاد هستند. در انتخابات اخیر همه جا، مخصوصاً در قم عده‌ای از اینکه همه ترک‌ها به آقای موسوی رأی خواهند داد در هراس بودند و عده‌ای هم بالطبع خوش‌حال بودند. هر دو طرف سخت در اشتباه بودند. و اشتباهشان ناشی از عدم شناخت ترک‌ها بودند. همه به یقین بدانند که آذری‌ها، آذربایجانی‌ها همیشه جلو هستند و بهتر از دیگران می‌فهمند که دارند چه کار می‌کنند. از این مهم‌تر، مگر قوم ترک، جدا از ایرانیان است؟ &lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;&lt;FONT size=3&gt;در انتخابات اخیر همه آمده بودند تا سلیقه و انتخاب خود را بر کرسی بنشانند. و این عین دموکراسی است. در بین فامیل ما هر چهار کاندیدا رأی داشت. البته اکثریت با دکتر احمدی‌نژاد بود، ولی واقعاً آزادی ابراز عقیده اصل بود و هر کسی می‌خواست با دلایل و منطق انتخاب خودش را موجه جلوه دهد... به هر حال دوستانی که ترک‌ها را به تعصب خشک و خالی و کورکورانه متهم می‌کنند دانستند و باید هم بدانند که مطلقاً این جوری نیست. در بین دوستان هم همینطور. دوستانی که ارتباط خانوادگی داریم و بچه‌هایمان ما بزرگتر‌ها را عمو خطاب می‌کنند رأی مان متفاوت بود. و...&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;&lt;FONT size=3&gt;2.     آیا در انتخابات تقلب شده است؟ این فکر از کجا ناشی شده است؟ سر منشأ این تفکر از کجاست؟ مسلما خود مردم نیستند، چون مردم خودشان شاهد بودند که اکثریت با کی بود. از مدت‌ها قبل کسانی که موافق آقای دکتر احمدی‌نژاد نبودند در اقلیت بودند. توده‌های مختلف مردم به ندرت قایل به تقلب و تخلف در انتخابات هستند. آنچه این کلمه خبیثه را در ذهن‌ها و سر زبان‌ها انداخت امپراطوری عظیم رسانه‌های خبری غرب بویژه انگلیس بود. که متاسفانه حتی قانون‌مدارترین(متظاهر به قانونمداری) کاندیدای ما را هم تحت تأثیر خودش قرار داد...حال چند سؤال منطقی:&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;&lt;FONT size=3&gt;الف: چگونه یک ادعا ثابت می‌شود؟ می‌گویید با دلیل و بینه و شواهد! پس اینها کو؟ چرا به جای آوردن دلایل منطقی هو می‌کنید؟ چرا قانون را متهم می‌سازید؟ دلیل محکمه پسند بیاورید تا من هم به شما بپیوندم.&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;&lt;FONT size=3&gt;ب:آیا در دوره‌های قبل هم تقلب شده است؟ بله یا نه؟ بله شده است. پس ثابت کنید، نه نشده است. پس باز هم ثابت کنید تا ما باور کنیم.&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;&lt;FONT size=3&gt;ج: گیرم که تقلب شده است، چقدر؟ کجا؟ در خامنه یا خرم‌آباد؟ ایران فقط این دو شهر است؟ این چقدر و کجا را باید کی مشخص بکند؟ رو هوا که نمی‌شه حرف زد. چه کسی باید به این بگو مگوها خاتمه دهد؟ آیا هر تقلبی باید منجر به ابطال انتخابات بشود؟&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;&lt;FONT size=3&gt;چ: انتخابات ابطال. دوباره رای‌گیری. این دفعه مثلا آقای موسوی پیروز. پس ما هم به انتخابات معترضیم. و معتقدیم که انتخابات باید ابطال بشود. ابطال شد. دوباره رای‌گیری و این دفعه کس دیگری پیروز شد. دوباره اعتراض و ابطال و شورش...می‌بینید که خیلی راحت بحث دور باطل و تسلسل پیش می‌آید. آقایان بروند این مقدمان حوزه را دوباره بخوانند و مباحث منطق را دوباره مباحثه کنند.&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;&lt;FONT size=3&gt;د: شما شورای نگهبان را قبول ندارید؟ پس چرا وقتی به شما صلاحیت حضور  در انتخابات دادند قبول کردید و آمدید؟ پس چرا وسط انتخابات این نهاد را زیر سوال نبردید و منتظر مشخص شدن نتیجه ماندید؟ پس معلوم است که اگر پیروز می‌شدید مطلقا این نهاد را زیر سوال نمی‌بردید. چون شکست خوردید شروع کردید به جر زنی!&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;&lt;FONT size=3&gt;3.در این مدت که متاسفانه یا خوشبختانه بنده هم مجبور شدم به طور علنی وارد رقابت‌های انتخاباتی بشوم، از چند نظر مورد نقد و انتقاد و بعضاً هم مورد بی‌مهری دوستان قرار گرفتیم. من از همان اول قصد نداشتم از کسی دفاع بکنم و یا کسی را تبلیغ بکنم. باران پیامک از طرف بعضی از دوستان شروع شد. علاوه بر تبلیغ نامزد مورد حمایتشان، شروع به تخریب آقای احمدی‌نژاد نیز کردند. بنده مجبور شدم بنا به روحیه ‌ای که دارم از مظلوم دفاع کنم. چون مظلومیت و حقانیت دکتر احمدی‌نژاد برای من مثل روز روشن بود. و اگر مدعیان آزادی بیان و اندیشه اجازه بدهند داد می‌زنم که ایشان داشت خودش را برای این مملکت می‌کشت. بیست و چهار ساعتی داشت کار می‌کرد. با حزب‌ها و گروه‌ها هم کاری نداشت. فقط به فکر جبران عقب‌ماندگی‌های کشور بود. دنبال این بود که گرهی از کار مردم بگشاید. رهبری از او راضی بود، اکثریت مردم از او راضی بودند. بیشتر مراجع معظم از ایشان راضی بودند. پس چگونه ساکت می‌نشستم و از چنین آدمی دفاع نمی‌کردم؟ خودم نیز از نزدیک الطاف این مرد الهی را به مردم، روحانیون و اهل قلم دیده بودم.&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;&lt;FONT size=3&gt;در ایام انتخابات هم سعی کردند ایشان را به خرافه‌گری و دروغ‌گویی و این حرف‌ها متهم بکنند که خوشبختانه آقا جواب همه این گزافه‌گویی‌ها را داد...من بیشتر از این، این  ماجرا را کش نمی‌دهم. فقط از بعضی‌ از دوستان خواهش دارم که تکلیف خودشان را با وجدان خودشان مشخص کنند. مشخص کنند کدام وری هستند؟آیا مظلوم گیر آوردید؟ با دیگران هم می‌توانستید این طوری برخورد کنید؟ پس چه جور آزادی بیان می‌خواهید شما؟&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;&lt;FONT size=3&gt;و پایان سخن اینکه حجت شرعی ما عقل و منطق و اصول و فروع دین ماست. ما اهل عقل و منطقیم. اهل انصاف و دوستی هستیم. اهل تولا و تبری هستیم. در منطق ما ولی‌ّ فقیه جایگاه ویژ‌ه‌ای دارد. سلم لمن سالمه و حرب لمن حاربه. فرمایشات ایشان برای ما فصل الخطاب است.&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;&lt;FONT size=3&gt;در ضمن، این را هم بگویم که بعضی از دوستان عزیز به بنده لطف بیشتری دارند. هم کسانی که ما را در این مبارزات انتخاباتی تشویق و کمک کردند و هم کسانی که ابراز وجود ما را حمل بر چیزهای دیگری کردند؛ ولی من هیچ وقت خودم را در رده بزرگوارنی از اهل ادب و هنر نمی‌بینم و همیشه به شاگردی خودم به همه آنها تصریح کرده‌ام. بدون تعارف بنده اعتراف می‌کنم که همه دوستان نویسنده از من بهتر می‌نویسند و من از نوشته‌های آنها استفاده می‌کنم و درس می‌گیرم. این لطف خود دوستان  و بزرگواران است که اجازه می‌دهند من به دوستی و لطف آنها افتخار بکنم. من همان مجید محبوبی هستم که بودم. من هنوز در دوران کودکی خودم باقی مانده‌ام و هیچ ادعایی هم ندارم. و احساسم این است که  هیچ وقت عرصه را بر دوستان خودم تنگ نکرده‌ام و نمی‌کنم. همیشه به فکر و یادشان هستم و اگر کمکی بربیاید کوتاهی نمی‌کنم. والسلام&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;</description>
<pubDate>Wed, 24 Jun 2009 23:07:18 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=majid225mahboobi&amp;postid=203</comments>
<dc:creator>majid225mahboobi</dc:creator>
<guid>http://majid225mahboobi.blogfa.com/post-203.aspx</guid>
</item>
</channel>
</rss>
