تبليغاتX
باغچه
یادداشت‌ها،دیدگاه‌ها و کتاب‌های مجید محبوبی


باغچه










درد یاد خداست.

درد امانم را بریده است. چقدر ناگهانی به سراغم آمده است. شب در اندیشه هزار آرزو و صبح که بر می‌خیزی پایت از آن تو نیست! دوباره عصا را به کمک می‌طلبی! عصا هم تحمل وزن سنگینت را ندارد. چهار دست و پا راه به روشویی می‌بری. درد وجودت را در هم می‌پیچد. چیست؟ چند تا رگ آیا در هم پیچیده‌اند؟ آیا استخوان‌ها در هم فرو رفته‌اند؟ چیست در آن جای چهار انگشتی؟ کف پایی که هر روز سنگینی تو را به راحتی در کوچه‌ و بازار می‌کشید و خسته نمی‌شد. چست این درد؟ آیا خون در جریان ابدیش دچار مشکل شده است؟

دکترها چه خوانده‌اند؟ از علم طب چه می‌دانند؟ قدیمی‌ها می‌گویند در آب گرم مالشش بده! چقدر مالیدن! چیزی نمانده که پایم را مثل پای گاو در زودپز بگذارم تا حسابی بپزد و نرم شود. چقدر هوس کله پاچه می‌کنم...

درد می‌پیچد. قلم را زمین نمی‌گذارم. درد یاد خداست. به رو می‌افتم. می‌نویسم و می‌نویسم تا درد را فراموش کنم.

+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و نهم خرداد 1387 ساعت 22:6  توسط مجید محبوبی  | 


دیروز بعد از مدت‌ها تلاش بالاخره توانستم طلب‌هایی که از این و اون داشتم وصول کنم. شاید باور نکنید، ولی باور کنید که حسابم پر شد و طولی نکشید که از رئیس بانک گرفته تا همه کسانی که شاهد واریز کردن آن همه مبلغ به حسابم بودند، بهم شک کردند. خدا می‌داند چقدر توضیح دادم ومدارک و اسناد نشانشان دادم که شکشان برطرف شد. من یک گونی چک پول با خودم به بانک آورده بودم.

ادامه

+ نوشته شده در  چهارشنبه هشتم خرداد 1387 ساعت 23:56  توسط مجید محبوبی  | 


دست‌هایی در کار است!

این دست‌ها بریده باد،

این دست‌ها باید بریده شود،

 این دست‌ها نه به شوخی،

نه، برای کشتن!

دارند احساسات مردم را قلقلک می‌دهند!

دارند لحاف آرامش مردم را از رویشان به زور می‌کشند!

این دست‌ها باید بریده شود،

این دست‌ها بریده باد!

این دست‌ها در چرتکه اقتصاد،

با قیمت برنج بازی می‌کنند،

تا انتقام برکناری یک وزیر گرفته شود،

این دست‌ها دستکش سفید پوشیده‌اند،

تا به هزار بهانه،

خون مردم را در شیشه کنند،

این دست‌ها پودر رخت‌شویی را از سبد مصرفی خانوار‌ها دزدیده‌اند!

تا فلسفه النظافة من الایمان زیر سؤال برود.

این دست‌ها به کار افتاده‌اند تا دهان‌ها را برای فحش به نظام به کار بیندازند!

این دست‌ها مال چه کسی است؟

مال کدام فراکسیون است؟

مال کدام اپوزیسیون؟

مال کدام اندیشه؟

چه کسی این دست‌ها را به گرمی می‌فشارد؟

چه کسی به این دست‌های آلوده بوسه می‌زند؟

این دست‌ها!

این دست‌ها...

این دست‌های صهیونیستی چرا نباید زیر ساتور برود؟

آهای عدالت!

 چرا لبه تیز تو این قدر کند شده است؟

آهای ... مددی! 

+ نوشته شده در  چهارشنبه هشتم خرداد 1387 ساعت 12:58  توسط مجید محبوبی  | 


http://www.majidmahboobi.ir/
+ نوشته شده در  چهارشنبه یکم خرداد 1387 ساعت 13:13  توسط مجید محبوبی  |