تبليغاتX
باغچه

Fast & Free Image Sharing

 

نوشته شده توسط مجید محبوبی در چهارشنبه بیست و پنجم بهمن 1385 ساعت 23:31 | لینک ثابت |
نوشته شده توسط مجید محبوبی در دوشنبه بیست و سوم بهمن 1385 ساعت 12:22 | لینک ثابت |

 ترجمه شعر قبلی

 

به خواهرم كه تازه هجرت كرده است

كمي مانده به رودخانه،

 خانه‌اي هست!

از آنجا كه نگاه مي كني،

تپه‌هاي مشرف به آن ديده مي‌شوند!

صداي رودخانه به گوش مي‌خورد!

آن، روزهاي بهار بود.

زمين همه سبز است!

بوي گياه به مشام مي‌خورد،

بوي درختان تازه شكوفه زده!

به رودخانه نمي‌رويم، به اين خانه مي‌رويم بچه!

مسحور رودخانه‌ام،

اما باجي(نجيبه)  دستم را مي‌كشد و مي‌گويد:

"اينجاست!"

*

زني با چادر سپيد وارد خانه مي‌شود،

و زني با روسري كه به دهانش بسته پيشواز مي‌آيد!

آيا اينها خواهران من هستند؟

چه مي‌دانم؟

زبانم چنين چرخيده كه بگويم خواهر!

خواهر نجيبه، خواهر لطيفه، خواهر طيبه!

سه خواهر، يكي از يكي بزرگتر!

يكي از يكي كوچكتر!

هاي!روزگار غريبي با شعر دست به دست هم داديم!

هاي! روز بدي است امروز!

خواهر تو بميري و من نتوانم به مجلس عزايت بيايم؟!

صداي گريه‌ام را از اينجا بشنو!

بيت‌هاي واپسين شعرم را نخواهم گفت،

تا نگويم خاطره آن روز بهاري را،

نخواهم گفت!

آن روز پر از آفتاب را!

...

كوچه، كوچه‌اي باريك!

به آن دو در كوچك باز مي‌شود.

يكي آهني و يكي از چوب!

در آهني آبي مال آن‌هاست،

خواهرم در را باز كرد.

حياط كوچكي بود!

پر از گوسفند و بره!

غروب پر است از صداي بع‌بع بره‌ها

غروب يعني واپسين لحظات روز!

در اين خانه چراغي روشن خواهد شد!

روشن كننده آن چه كسي است؟

چراغ روشن مي‌شود،

اتاق‌ها را نور پر مي‌كند،

در دست او فانوسي است،

كار مگر تمام مي‌شود؟

لب‌هايش در حال لبخند پژمرده است،

لپ‌هايش خالي از يك قطره آب!...

(كجايي حاج احد؟ خدا بيامرزدت!

خانه‌ات خراب شد حاجي!

در خانه‌ات بسته ماند حاجي!

روزهاي تنهايي‌ات يادت هست مرد؟

تو هم براي من خاطره بزرگي هستي،...)

عروس هنوز كرسي را بر نچيده است!

بياييد بنشينيد،

بچه‌ها چايي بياوريد!

دم عروب صداي رودخانه،

نسيم هم مي‌وزيد،

سرما؟ نه بهار بود آن روز!

*

نشستيم كنار كرسي!

حاج احد ريش سفيدي بود

مردي هفتاد ساله،

چپق مي‌كشيد...

از پسرعمو فرخ هم خبري نبود!

در آن خانه فقط عروسي بود،

چراغي،

فانوسي،

و يك گله گوسفند!

هنوز هم صداي بع‌بع‌شان در گوشم است خواهر!

...

 دلتنگ مباش ما هم مي‌آييم،

باز هم آتش كرسي را روشن مي کنيم،

اما تو را خدا، آن موقع ديگر ما را رها نكني بروي،

يقين آن زمان كسي خواهد بود به بره‌هاي تو شير بدهد،

دلتنگ مباش ما هم خواهيم آمد،

ما هم مي‌آييم... ما هم مي‌آييم...

 

 

 

نوشته شده توسط مجید محبوبی در شنبه بیست و یکم بهمن 1385 ساعت 12:9 | لینک ثابت |

ته زه هیجرت ائدن باجیما!

 

چایا بیر آز قالمیش،

باخچالار ایچینده بیر ائو وار!

اوردان باخاندا یاراقانلار گؤروشور!

چایئن سسی قولاغا دئییر!

او باهار گونلریدی.

یئر پوتون گؤیدؤر!

اوت علفین ایسی گلیر،

چیچکلنمیش آغاشلارین ایسی،

چایا یوخ، بو ائوه گئدیریخ بالا!

چاییین عظمتینه، حشمتینه اؤیارکن،

الیمنن چکیر باجی،

و دئییر بورادی!

*

بیر آق چادرالی آرواد اوه گیریر،

بیر یاشماقلی خانیم پشوازا گلیر!

بولار منیم باجیمدیلار؟

نه بیلیم؟

دیلیم اؤرگه نیب دئیم باجی!

نجیبه باجی، لطیفه باجی، طیبا باجی!

اوچ باجی، بیری بیرینن بویوک،

بیری بیرینن کئچیک!

 

 

های! یامان گونده شعرینن ال اله وئردیک!

های! یامان گوندو بو گون

باجی سن اؤله سن من گلمیه‌م یاسا؟!

بیردان ائشیت منیم آغلاماق سسیمی!

 

 

شعریمین سون بیت لرین دئمه رم،

دئمه رم تا دئمسم او بهارلی خاطره‌نی!

او گونشینن دولان گونی!

...

کوچه بیر کئچیک کوچه،

آچلیپ اونا ایکی بالاجا قاپی،

بیری آغاج، بیری دمیر،

دمیر گؤی قاپی اولاریندی،

باجیم آچدی قاپینی،

بالاجا بیر حیط،

دولو گویون قوزو!

ملش ماخ سسی دیر آخشام،

گونون سون نفسی دیر آخشام!

بو ائوده بیر چیراخ یاناجاق،

اونو یاندیران کیمدیر؟

چیراخ یانیر،

اتاقلاری بورور نور،

الینده اونون بیر فانیس وار،

ایش قورتاریر مگر؟

دوداقلاری گوله گوله سولوب،

یاناقلاریندا یوخ بیر دامجیدا سو،...

(رحمتلیک حاج احد! هایانداسان؟

ائوین یئخیلدی حاجی،

قاپین چیرپئلدی حاجی!

یالقیز قالان گونلرین یادیندا کیشی؟

سنده منه بؤیؤک بیر خاطیره سن،...)

گلین هله کورسونی یئغمویوب،

گئچین اوتورون،

آی بالا چای گتیر!

چایین آخشام چنینده سسی،

سازاخدا گلیردی،

سویوخ؟ یوخ باهاریدی اوگون!

*

اوتدوخ کورسو باشیندا!

حاج احد بیر آق ساقال،

یئتمیش یاشیندا،

چپق چکیردی،...

فرخ عمواوغلیدان دا یوخ خبر،

او ائوده بیر گلین واریدی،

 بیر چیراخ،

 بیر فانیس،

و بیر سوری داوار،

هله ده قولاغیمدا وار

ملش ماخ سسی باجی!

...

داریخما بیزده گللیخ،

گینه ده کورسونو گوروب اوتوروق،

آمما سن آلله دای اوندا بیزی بوراخیب گئتمه گینن،

یقین اوندا بیر کس اولار،

سنین قوزولاریوی امیشدیرسین،

داریخما بیزده گللیخ،

بیزده گلیروخ...بیزده گلیروخ...!

 

 

 

نوشته شده توسط مجید محبوبی در جمعه بیستم بهمن 1385 ساعت 0:10 | لینک ثابت |

علي باباجاني!

از روزي كه با آقاي علي باباجاني  آشنا شدم فكر مي كنم شش هفت سالي گذشته است. روزهاي اول آشنايي تنها او را جوان قد بلندي مي ديدم كه به مجله سلام بچه ها آمد و شد داشت. همه چيز به اين قيافه درشت و استخواني او مي‌آمد الا اين شاعري! خدا قلبهاي مهربان و پر احساس را ببين در چه هياكلي قرار داده است! اصلا تا با ايشان كلمه اي به جز سلام رد و بدل نكرده بودم فكر مي كردم ايشان از نوادگان چنگيز مغول است، ولي وقتي براي اولين بار با او گرم گرفتم ديدم چقدر لطيف و مهربان حرف مي زنند. اصلا لبخندهاشان خيلي قشنگ بود. آشنايي ما ادامه پيدا كرد. البته ايشان در عين صميميت بيشتر محجوب و مودب بودند و احترام بزرگتر از خود را نگه مي داشتند. اين خصوصيات متعالي و انساني هنوز هم به قوت خود خود باقي است الا اينكه بعد از تأسيس وبلاگ ما غباري از غرور را در چهره ايشان مشاهده مي كنيم و اميدواريم اين مشكل با لينك دادن وبلاگ ما حل بشود. در اينجا شما را  به شعري از ايشان مهمان مي كنيم:

 

آبرو دادی زمین را دست آب آورترین

آسمان را شستی از شب ماه جاری در زمین

پر کشید ان دست و لبریز از گل خورشید شد

تا بچیند سایه ها را سایه های در کمین

قصۀ دنباله دار مشک تو ای ماه سبز

ریشه ریشه می شود جاری به نامت بر زمین 

آن تبسم های مسمومی که بر تو زخم کاشت

نیزه نیزه می شود خونگریه در فصل یقین

باورم کن دستهای تشنه ام پر می کشند

سوی دستان شما از این قفس از آستین

نوشته شده توسط مجید محبوبی در دوشنبه شانزدهم بهمن 1385 ساعت 11:8 | لینک ثابت |

و آن آتشی است در قلب دوستدارانش که تا قیامت سرد نخواهد شد!

 

نوشته شده توسط مجید محبوبی در پنجشنبه دوازدهم بهمن 1385 ساعت 10:9 | لینک ثابت |

یادی از عزاداری‌های تبریز

من هر وقت عزداری‌های آذری‌ها را می‌شنوم به آذری بودن خودم می‌بالم. امشب قبل از ساعت 9 که مداحی خیلی قشنگی از شبکه یک سیما پخش شد مرا خیلی هوایی کرد. به قول معروف روحم به اهتزاز در آمد. رفتم به حال و هوای تبریز. به هیئت‌های با حال حسینی. به راسته بازار. ساعات قاباغی. به کوچه باغ. به میدان قطب. تپلی باغ. چهارراه آبرسان. محله عباسی.ششگلان. مارالان و ...به یاد مداحان عزیزی افتادم که واقعا برکت تبریز هستند. افتخار تبریز هستند. مثل حاج‌علی‌اکبر صابری(باطریساز) حاج‌حسن‌آقا فرهادی، حاج مهدی خادم‌، حاج‌ابراهیم رهبر و ... که روزگاری با نوای آسمانیشان پرواز ملکوتی داشتیم. یاد هیئت شهدای گمنام تبریز بخیر! چقدر خوش می‌گذشت در وادی رحمت(مزار شهدا!) شبهای تابستان و بهار 1369 الی 1374 ...واقعاً هیچ جا مثل تبریز نمی‌شود. من مدتی قم هستم. مراغه بوده‌ام دو سالی. شهرهای دیگر کم و بیش. هیچ جا تبریز نمی‌شود...محرم تبریز شکوه دیگری دارد...چه می‌توان گفت و چه می‌شود نوشت...

نوشته شده توسط مجید محبوبی در شنبه هفتم بهمن 1385 ساعت 22:55 | لینک ثابت |
بدون شرح!

نوشته شده توسط مجید محبوبی در شنبه هفتم بهمن 1385 ساعت 10:31 | لینک ثابت |
اين روزها مثل برق و باد گذشت. قديم‌ها يعني روستا كه بوديم محرم براي ما عمري بود. يك زندگي كامل بود. با نشاط ترين روزها. لذت‌بخش ترين روزها. شبهايش هم همچنين. چند روز مانده به محرم براي مسجد و حسينه ده گليم و فرش جمع مي‌كرديم. بعد مي‌برديم با سليقه خودمان مسجد را تر و تميز و مفروش مي نموديم. بعد، از شب اول عزاداري و احسان و شور و نشاط شروع مي‌شد. ده روز يا ۱۳ روز در زيباترين لحظه‌ها مي‌گذشت. آبگوشتهاي خوشمزه كه مرحوم اميرآقا، يا مرحوم عيسي‌خان و يا مرحوم مشهدي عوض مي‌پختند. ما هم آبگوشت را در مسجد مي‌خورديم و گوشتهايش را به خانه مي‌برديم. يادش بخير! پدر من مدتي صاحب خانه حسيني‌ها بود. يعني خانه ما را در اختيار حسينه قرار داده بود. خودش هم سردسته بود و وسط دسته راه مي‌رفت و مناجات مي‌داد:...كيم باش وئروب سنين كيمي قوربانه يا حسين!...مردم هم يكصدا مي‌گفتند: ياحسين!...

اين روزها دلم به عزاداري روستا بدجوري گرفته است. شايد ۱۳ سالي هست كه ناخواسته از جمع باحال هم‌روستايي‌ها جدا شده‌ام. اصلا آهنگ عزاداري روستا اصيل است. دلچسب و با حال! 

نوشته شده توسط مجید محبوبی در پنجشنبه پنجم بهمن 1385 ساعت 10:53 | لینک ثابت |
حسینه یئرلر آغلار گویلر آغلار

رسول مصطفی پیغمبر آغلار

حسینون نوحه سین دلریش یازاندا

مسلمان سهل دیر کی کافر آغلار

کور اولموش گوزلرین قان دوتدی شمرین

کی گورسن اوز الینده خنجر آغلار

نوشته شده توسط مجید محبوبی در سه شنبه سوم بهمن 1385 ساعت 10:29 | لینک ثابت |
 
business article
آبادان آباده آباده طشک آبسرد آبگرم آبیک آذرشهرآرادان آران و بیدگل آرمرده آستارا آستانه اشرفیه آشتیان آغاجاری آمل آوج آیسک ابرکوه ابهر ابوزیدآباد اراک ارداق اردبیل بیله سوار اردستان اردکان ارسنجان ارومیه ازنا اژیه استهبان اسدآباد اسفراین اسفرورین اسکو اسلام آباد غرب اسلام‌شهر اسلامیه اشتهارد اشکنان اصفهان اقبالیه اقلید الشتر الوند الیگودرز املش امیریه اندیشه اندیمشک اِوَز اهر اهل اهواز ایج ایزدخواست ایذه ایرانشهر ایلام ایوانکی باب انار بابارشانی بابل بابلسر بازرگان بافت بافق بالاده بانه بجنورد برازجان بردسکن بردسیر بروجرد بروجن بسطام بستک بشرویه بم بناب بنارویه بندرانزلی بندرترکمن بندرعباس بندرلنگه بندرگز بندر خمیر بوئین و میاندشت بوئین زهرا بوئین سفلی بوانات بوشهر بوکان بومهن بهار بهارستان بهبهان بهشهر بهمن بیارجمند بیجار بیدخت بیدستان بیرجند بیرم بیضا پارس آباد پاکدشت پاوه پردیس پلدشت پیرانشهر پیشوا بهاباد (شهری در استان یزد) تازه‌شهر تاکستان تایباد تبریز تربت جام تربت حیدریه تجریش تفت تفرش تکاب تنکابن (شهسوار) تودشک تویسرکان تهران تیران توتشامی جاجرم جاجرود جعفریه جلفا جم جنت‌شهر جناح جوادآباد جویبار جویم جهرم جیرنده جیرفت چابکسر چابهار چادگان چالوس چمران چمستان چناران چناره چهاردانگه حاجی‌آباد حبیب‌آباد (استان اصفهان) حسن‌آباد حسن‌آباد (استان اصفهان) حصارک حنا خارک خاش خامنه خاوران خدابنده خرامه خرم‌آباد خرم‌دشت خرمشهر خشت خلخال خلیل‌آباد خمام خمین خمینی‌شهر خنج خواجه خوانسار خور (استان اصفهان) خور (لار) (استان فارس) خوراسگان خورزوق خور و بیابانک خورموج داراب داران داریان دامغان دانسفهان درچه‌پیاز درگز دررود (در خراسان) دزج دزفول دستجرد دستگرد دلبران دلیجان دماوند دورود دوزدوزان دولت‌آباد دهگلان دهلران دیباج دیواندره دبیران خواجه رازمیان رامسر رامهرمز رامیان راور رباط کریم رزن رزوه رستم آباد رشت رشتخوار رضوانشهر (اصفهان) رضوانشهر (گیلان) رفسنجان رفیع (کاوه) رودبار رودسر رودهن رونیز رویان (علمده) ری زیاران زابل زاهدان زاهدشهر زرقان زرند زرنق زرینه زنجان زنوز زواره سياه منصور ساری ساوه سبزوار سپیدان سده سراب سراوان سرپل ذهاب سرخس سرخه سردرود سرعین سروآباد سروستان سریش‌آباد سعادت‌شهر سقز سگزی سلطانیه سلماس سلمانشهر (متل قو) سمنان سمیرم سنقر سنگسر سنندج سوسنگرد سوق سورشجان سه‌قلعه سیاهکل سیدان سیرجان سیس سیوند شادگان شازند شال شاندرمن شاندیز شاهدشهر شاهرود شاهین‌شهر شبستر شربیان شرفخانه شریف‌آباد ششده شندآباد شوش شوشتر شویشه شهداد شهربابک شهر پیر شهرضا شهرکرد شهریار شهمیرزاد شیراز شیروان شهربیر ((شاهدیه)) صاحب صباشهر صحنه صغاد صفادشت صفاشهر صوفیان صومعه سرا ضیاء‌آباد ضیابر(گیلان) طالقان (شهرک) طبس طرقبه عباس آباد عجب شیر عسگران علامرودشت علی آباد عنبران فارسان فتح‌آباد فراشبند فردوس فردوسیه فرهادگرد فریدن فریدون‌کنار فریمان فسا فشك فشم فلاورجان فومن فیرورق فیروزکوه فیروزآباد قائم‌شهر قائمیه قاین (قائن) قادرآباد قدس قرچک قروه قزوین قشم قصرشیرین قطب‌آباد قلعه‌تل قم قمصر قنوات قوچان قیدار قیروکارزین کازرون کاشان کاشمر کامفیروز کامیاران کانی‌سور کبوترآهنگ (کبودرآهنگ/کبود رآهنگ) کرج کردکوی کرمان کرمانشاه کرند کره‌ای کشک‌سرای کلات کلاته خیج کلاچای کلارآباد کلاردشت کلاله کلوانق کلور کلیبر کمال‌شهر کمشجه کمه کنارتخته کنگاور کوار کوچصفهان کوزه‌کنان کوشک کوهپایه کوهدشت کوهین کهریزک کهک کهنوج کیش کیلان گالیکش[1] گچساران گراش گرگان گرمسار گرمی گز گلباف گلپایگان گلستان گلوگاه گله‌دار گمیشان گناباد گناوه گنبد کاووس گیلان غرب گهواره گوران لار لامرد لاهیجان لپوئی لردگان لنگرود لواسان لوشان ماسال ماسوله ماکو ماهان ماه‌دشت ماه‌شهر مبارکه مجن محلات محمدآباد محمدآباد (استان اصفهان) محمدشهر محمودآباد محمودآباد نمونه مراغه مرزن آباد مرند مرودشت مریوان مسجدسلیمان مشکان مشکین‌دشت مشکین‌شهر مشهد مصیری معلم‌کلایه ملارد ملایر منجیل منظریه موچش مورچه خورت مهاباد (آذربایجان غربی) مهاباد (استان اصفهان) مهدی‌شهر مهر مهران مهریز میامی میاندشت میاندوآب میانه میبد میرجاوه میمند میمه میناب مینودشت نایین نجف آباد نراق نسیم‌شهر نشتارود نصرآباد نطنز نظرآباد نقده نکا نمین نودان نور نورآباد (ممسنی) نوشهر نوکنده نهاوند نهبندان نیریز نوش آباد نیشابور نیک‌آباد وحدتيه شهرستان دشتستان واجارگاه وایقان وحیدیه ورامین وراوی ورزنه وزوان