کمکم کن رفیق!
نمیدانم چرا این روزها دیر دیر گریهام میگیرد؟ ولی امشب انگار همة غصههای عالم را در دل خودم احساس میکنم. حسی شبیه فراق و غربت در دلم سنگینی میکند.
دلم میخواهد با بهترین ، عزیزترین و خوبترین دوستم درد دل کنم؛ امّا این بهترین و خوبترین دوست ما هم که دیگر ما را تحویل نمیگیرد. و این شاید بشود گفت بدترین درد! و چه بهانهای بهتر از این برای گریه؟

آری من میگریم.
اشک چشمهایم را پر کرده است.
من امشب دارم به اندازة چندین شب پاییزی، چندین شب بارانی پاییز گریه میکنم.
نمیدانم چه حالی است؛ ولی کم پیش میآید که همگام با نوشتن هقهق بزنم و گریه کنم.
آری گریه میکنم. مینویسم.
وقتی ...
وقتی حس میکنی به همه چیزهایی که میخواستی رسیدهای، تازه متوجه میشوی که همة چیزها را از دست دادهای! و این عجب معمای عجیبی است.
احساسات پاک از دست رفته، معصومیت دهاتی از دست رفته، صداقت از دست رفته، ... تازه درمییابی که جهانی را باختهای! و مفلسی، چیزی نداری، ورشکست شدهای و حالا جز اشک، همین چند قطره گوهر اشک! که به جهانی میارزد، چیزی نداری!
خدایا، چه بگویم، چه بنویسم؟
دوست دارم در پیشگاه تو اشک بریزم، دیگر چیزی نمیخواهم. هیچ چیز دیگر نمیخواهم. این جهان رنگارنگ و پرجاذبهای که آفریدهای نمیارزد به این حس و حالی که تو به من دادهای! لحظهای بیایم، یعنی بیاوری مرا تا همه عشق و محبتم را به پای تو بریزم و متوجه بشوم که چیزی نیستم جز همان بندة بیچیز تو که همه داراییاش عبارت است از نداری!
خدایا دوست ندارم این دنیایی که عدهای از پول، عدهای از مقام و عدهای از کتاب برای خود ساختهاند.
چه دنیای تاریکی است دنیای این آدمها! و چه دنیای لطیفی است دنیایی که بندهای صاف و خالص، فقط تو را در آن میبیند!
من نمیدانم ارج و قربم در پیش تو چهقدر است، ولی قدر تو را در پیش خودم هم نمیدانم؛ یعنی از بس زیاد است که نمیدانم؛ ولی افسوس که وقتی خودم را در دنیای سیاه خودم گم میکنم، ناخواسته همه چیز تغییر پیدا میکند.
آه! چقدر نافرمانی، چقدر قدر نداستن و چقدر بیتو بودن، ناخدا بودن، در دریایی که با گناه متلاطم است! پناه بر تو!
خدایا، صادقانه بگویم، خالصانه بگویم که چقدر دوستت دارم، چقدر دلم به سوی تو پر میکشد و من تو را در لابلای این اشکهای زلال، این حسهای غریب جستجو میکنم، در این احوالات غریبی که گاهی دست میدهد!
خدای من، ... سکوت میکنم. دیگر احساس میکنم به پایان رسیدهام. ولی وقتی میبینم که با حوصله زیاد پای درددلهایم مینشینی، وقتی تصور میکنم برای گریههایم لبخند میزنی، برای سادگیام سر تکان میدهی، خون شادی در رگهایم میدود. خوشحال میشوم.
خدایا، این بندة ضعیف تو، این آفریدة کوچک تو، در دریای هیچ و پوچی دست و پا میزند.
دوست عزیز! ما که از بیخ و بن در هر ادعایی ناصادقیم، ولی شنیدهام که در ابراز دوستی اگر کسی با دلش بیاید نیازی به دلیل ندارد. به خودت سوگند!... میترسم جز ادعا چیزی نباشد؛ ولی قبول کن این بار با دلم آمدهام. با پای دل، قبولم کن، کمکم کن تا در خانة خود، در کوچه پس کوچههای شهر، در وطن خود آواره نشوم. کمکم کن تا پیش آدمهای کوچک خوار نشوم. کمکم کن رفیق! کمکم کن مولا!
+
نوشته شده در سه شنبه پنجم آبان 1388ساعت 23:10 توسط باغچهبان
|

قرار دادن کتاب در سبد تربیت دینی کودکان ضروری است
سردبیر ماهنامه باران بر قرار دادن کتاب در سبد تربیتی خانواده به ویژه تربیت دینی کودکان تأکید کرد. مجید محبوبی، سردبیر ماهنامه باران در پاسخ به این سئوال که برای انتقال آموزههای دینی به کودکان باید از چه شیوههایی استفاده کرد، به خبرنگار شبستان گفت: کودک همچون گل نیاز به باغبانی دارد که او را پرورش دهد، در درجه اول لزوم تربیت کودک باید از سوی خانوادهها و نهادهای آموزشی و فرهنگی درک شود، در وهله بعد به عنوان یک خانواده مسلمان باید به فکر تربیت اسلامی فرزندان بود.
محبوبی از اینکه عدهای از والدین خیلی ساده از کنار تربیت کودک میگذراند و به فکر تربیت دینی کودکان نیستند، ابراز تأسف کرد و افزود: از آنجا که کودک در سن رشد و تکامل قرار دارد به طور طبیعی قبل از همه تحت تأثیر والدین قرار میگیرد، به همین دلیل لازم است که والدین قبل از هر چیز باید به تأثیرگذاری نوع برخورد و شیوه زندگی خود به تربیت فرزندانشان واقف باشند.
وی تصریح کرد: کودکان ناخودآگاه همه حرکات و سکنات والدین و سپس مربیان خود را برای تقلیدپذیری زیر نظر دارند، بنابراین ما میتوانیم روی اخلاق و رفتار متصدیان تربیت به عنوان یکی از مؤثرترین راههای انتقال آموزههای دینی حساب باز کنیم.
به گفته سردبیر ماهنامه باران نمیتوان تربیت دینی را به ابزارها و شیوههای خاصی محدود کرد، بلکه هر شیوهای که از نظر کارشناسان تربیتی مفید و مؤثر به نظر میرسد باید برای انتقال آموزههای دینی به کودکان به کار گرفته شود.
ادامه مطلب در سایت شبستان
+
نوشته شده در پنجشنبه بیست و سوم مهر 1388ساعت 15:13 توسط باغچهبان
|

شماره مهرماه باران روی پیشخوان مطبوعاتی ها
شماره ۱۷۱ نشریه قرآنی، ادبی و هنری باران ویژه نوجوانان با آثاری از یحیی علویفرد، محمدرضا میرزایی،مجید جعفری، مجید محبوبی، علیمحمد محمدی، محدثه محمدی،لعیا اعتمادی، فاطمه بختیاری،رقیه ندیری، علی باباجانی،معصومه میرغنی، هاجر زمانی، احمد محمدعلیزاده، آرزو رمضانی، محمد عبداللهی،نعیمه جلالی نژاد فاطمه اکبری فاطمه میرامامی ابراهیم اخوی و استاد مرتضی دانشمند و ... روی پیشخوان مجلهفروشیها قرار گرفت.
+
نوشته شده در یکشنبه بیست و دوم شهریور 1388ساعت 4:37 توسط باغچهبان
|

ما از این راه میرویم
به سوی بهشت!
+
نوشته شده در جمعه بیستم شهریور 1388ساعت 15:3 توسط باغچهبان
|

|